السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
634
مصنفات مير داماد
فيض وعطيّهء خدا . چون بودم به مدينهء ايمان ، حرم أهل بيت رسول اللّه ، ص ، قم محروسه ، كه محفوظ باد از حوادث دهر وتغيير روزگار ، در بعضي از ايّام شهر اللّه الأعظم ، در سنهء 1011 ، از هجرت مباركهء مقدّسهء نبوي ، ص ، روزى پوشيده شد بر من اين عالم جسماني ، در بعضي از آخر روز به سبب خوابى كه مرا روى داد ، شبيه به خلسه . وخلسه مرتبهاى از مراتب تجرّد نفس است ، كه از جهت بارگاه الوهيّت روى دهد ، واز اين عالم غافل مىشوند وبه عالم روحاني مربوط مىگردند . من مشغول به تعقيب نماز عصر نشسته بودم رو به قبله . پس نموده شد در آن عالم نور شعشانى به ابهت ضوآنى در شبح هيكل انساني كه بر جانب راست خود - واستراحت فرموده بود . وباز ديدم نور شعشعانى ديگر كه مردم ديده وديدهء مردم از شعاع نور أو خيره بود ، با هيبت عظيم در بهاء ضوء لامع وجلال نور ساطع كه نشسته بود ، در عقب آن عالي قدرى كه به دست راست استراحت فرموده بود . پس گويا من از پيش خود به خود گفتم ، يا آنكه كسى ديگر مرا گفت كه آنكه به دست راست استراحت فرمود مولانا أمير المؤمنين ، ع ، وجالس در عقب أو سيّد ما وشفيع ما ، رسول اللّه ، صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ، است . ومن به دو زانو در مقابل وبرابر دو دست ومحاذى صدر آن حضرت نشسته بودم ، كه ديدم ، آن بزرگوارى كه به دست راست استراحت فرموده بودند ، از روى شكفتگى وتبسّم وانبساط ومهربانى به من متوجّهاند ، ودست مبارك را چون پنجهء آفتاب بر پيشانى ورو ومحاسن وروى من كشيد ، گويا از روى اشفاق وبشارت رفع كدورات من مىفرمايند ودل شكستهء مرا از دست معجزنما درست مىسازند ، وگرد اندوه وحزن از من مىزدايند . في الجواب : علم است برهنه روى تحصيل برست * تن خانهء عنكبوت ، دل بال وپر است زهر است جفاى علم ، معنى شكر است * هر پشه كز وچشيد ، أو شير نر است ( 4 ) خلعيّة المير الدّاماد ومن غريب رسائله رسالته الخلعيّة ، وهي ممّا يدلّ على تألّه سريرته وتقدّس سيرته ، وصورتها :